تبليغاتX
خدمات وبلاگ نويسان جوان

Bahar-20

كد پرواز پرندگان

> L O V E .. N e V e R .. D i E

....D E V I L's LoVe....

 شعر عاشقانه
 

 
ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
چه کنم؟ که هست اینها گل خیرآشنایی

همه شب نهادهام سر، چوسگان، بر آستانت
که رقیب در نیاید به بهانهی گدایی

مژهها و چشم یارم به نظرچنان نماید
که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی

در گلستان چشمم ز چه روهمیشه باز است؟
به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی

سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟
که شنیدهام ز گلها همه بوی بیوفایی

به کدام مذهب این به کدام ملت است این؟
که کشند عاشقی را، که توعاشقم چرایی؟

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟

به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه زاهدریایی

در دیر میزدم من، که یکی زدر در آمد
که : درآ، درآ، عراقی، که توهم از آن مایی
 
|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در دوشنبه هفتم دی 1388 ساعت 19:40 |
 امدی ولی...

 

از  پيش من برو كه دل آزارم

 
                                   ناپايدار و سست و گنه كارم


در كنج سينه يك دل ديوانه


                                   در كنج دل هزار هوس دارم

قلب تو پاك و دامن من ناپاك


                                 من شاهدم به خلوت بيگانه


تو از شراب بوسه من مستی


                                من سر خوش از شرابم و پيمانه



چشمان من هزار زبان دارد


                               من ساقيم به محفل سرمستان


تا كی ز درد عشق سخن گوئی


                              گر بوسه خواهی از لب من، بستان



عشق تو همچو پرتو مهتابست


                             تابيده بی خبر به لجن زاری


باران رحمتی است كه می بارد


                              بر سنگلاخ قلب گنه كاری



من ظلمت و تباهی جاويدم


                              تو آفتاب روشن اميدی


برجانم، ای فروغ سعادتبخش


                              دير است اين زمان، كه تو تابيدی

 

دير آمدی و دامنم از كف رفت


                             دير آمدی و غرق گنه گشتم


از تند باد ذلت و بدنامی


                           افسردم و چو شمع تبه گشتم

 

 


|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در دوشنبه هفتم دی 1388 ساعت 19:38 |
 پرواز

این بار پروانه خواهم شد

تا اوج بیکرانه خواهم شد

زدست یار دلنوازم

بیصدا عاشقانه خواهم شد

هزار بار برسر راهش مرده اما

به عشقش دوباره زنده خواهم شد

 

 

دوباره پرواز دلم بسوی توئه اخه دل بزرگت اسمونه و بالهای پرواز من فقط پرواز بر دریای محبت تورو بلده... اما.. اخه کجایی تو امشب دوباره واسه پرواز اومدم اما اسمونم رو پیدا نکردم

 

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در دوشنبه هفتم دی 1388 ساعت 19:29 |
 امده ام

 

دیروز اومده بود دیدنم ، با یه شاخه گل سرخ و همون لبخندی که همیشه آرزوش رو داشتم ، گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ، ولی من فقط نگاش کردم ، وقتی رفت سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود .

 

امده ام که سر نهم, عشق تورا به سر برم       ور تو بگویم که نی نی شکنم شکر برم

 

امده ام چوعقل وجان از همه دیده ها نهان       تاسوی جان ودیدگان مشعله ی نظر برم

 

امده ام که ره زنم, بر سر گنج شه زنم             امده ام که زر برم زر نبرم , خبربرم

 

گر شکند دل مرا, جان بدهم به دل شکن         گر ز سرم کله برد,من زمیان کمر برم

 

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم       اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

 

ان که ززخم تیر او کوه شکاف می کند             پیش کشاد تیر او وای اگر سپر برم

 

این غزلم جواب ان باده که داشت پیش من      گفت بخور, نمیخوری پش کسی دگر برم

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در دوشنبه هفتم دی 1388 ساعت 19:28 |
 

شهادت مظلومانه سید الشهدا و یارانش در كربلا، تأثیر بیدارگر و حركت آفرین داشت و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند، جو نامطلوب را شكست و امتداد آن حماسه، در طول تاریخ، جاودانه ماند. حتى در همان سفر اسارت اهل بیت (ع ) نیز، تأثیرات سیاسى این حادثه در اندیشه‏هاى مردم آشكار شد. گروهى از اسرا را كه به شام مى ‏بردند، چون به«تكریت» رسیدند، مسیحیان آنجا در كلیساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن حسین علیه السلام،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند. به شهر«لینا» نیزکه رسیدند،مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسین (ع )و دودمانش سلام و درود فرستادند، امویان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بیرون كردند. چون خبر یافتند كه مردم«جهینه» هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند. به قلعه« كفر طاب » رفتند، به آنجا نیز راهشان ندادند. به«حمص» كه وارد شدند، مردم تظاهرات كردند و شعار دادند:«اكفرا بعد ایمان و ضلالا بعد هدى؟» و با آنان درگیر شدند و تعدادى را كشتند. برخى از تأثیرات حماسه عاشورا از این قرار است:

1ـ قطع نفوذ دینى بنى امیه بر افكار مردم‏ .

2ـ احساس گناه و شرمسارى در جامعه، بهخاطر یارى نكردن حق و كوتاهى در اداى تكلیف‏.

3ـ فروریختن ترس و رعبها از اقدام و قیام بر ضد ستم‏.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در جمعه چهارم دی 1388 ساعت 11:57 |
 خود کشی............

خود کشی:::::::::::::::::::::::::::::::::::::

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

بهشت است وقتی که زندگی برایت جهنم باشد...

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در سه شنبه یکم دی 1388 ساعت 17:52 |
 رسیدن یا نرسیدن.......!!!!!!!!!!!

 

بدترین شکل دلتنگی برای کسی.....

آن است که در کنار او باشی و بدانی.......

که به او نخواهی رسید ........

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 ساعت 12:52 |
 .......

 

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

 

 یک قطار می رود.......

 تو می روی و تمام ایستگاه می رود......

 و من چقدر ساده ام که سال های سال در انتظا ر تو کنار این قطار رفته ایستاده ام.....

 و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام.....

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 ساعت 12:49 |
 عشق من تولدت مبارک

x85bfv1pl4agm5w5h2m.gif

 

می خوام یه قصه ای بگم که اولش پر از غمه

آخرش خـــوب مـــیدونم مثله همیشــه ماتمــــه

می خوام دوباره جون بدم من به همه خاطره ها

غرق نگاه تو بشم غرق همه اشاره ها

قصه ی من رو هر کی بشنوه گریش میگیره

دلم داره از این همه صبرو صبوری میمیره

تو رفتی از کناره من خزون شدش بهاره من

تو رفتی از رفتن تو غصه شده نثاره من

جنون تو ثانیه هام تو رو ازم گرفت خدا

ازش دارم کلی گله کرده ما رو از هم جدا

صدام نمیدونم میاد تا در خونت تو بهشت

تقدیر بی تو بودن و همین خدا برام نوشت

اسیر اون نگاهتم همیشه بی قرارتم

همیشه از دست خدا تو حالت شکایتم

تو دست من تو پر زدی تو آسمونا سر زدی

رنگ همیشه قصه رو ، رو دله در به در زدی

عزیز نازنینه من همیشه بهترینه من

بعد تو اشک آه شد نماز وذکر و دینه من

فاصله شد بین نگام تا اون نگاه عاشقت

کاشکی بودم تو این دو روز من پیاده لایقت

منٍ شکسته ، هردمم با یاد تو جون میگیرم

از انتظارت هر دفعه رنگ زمستون میگیرم

همیشه انتظاره تو ،هک شده تویه قلبه من

حداقل یه شب بیا تو یه خواب یه سر به من بزن

هر لحظه تویه این خونه فکر تو ام عزیز دل

تو این محیط غم زده یه کشتی ام میونه گل

قبله ی من خاک تو ، ذکر تو رو لبه منه

مگه میشه که قلب من از عشق تو دل بکنه؟

یه روز میام کناره تو یه روز اگه خدا بگه

یه تخت واسم کنار بذار به دژبانا ندا بده

فرشته ها رو میکشم اگه بهت یه تو بگن

اگه به جایه من تو رو به آدمایه نو بدن

 

2y09gxtwjkdkef7h0ky.gif                                                                                                                      2y09gxtwjkdkef7h0ky.gif   

 

xp9eddihxna4u624wrh1.gif

m2yp6im17q7sqw2ubsu.gif

 

عزیزم تولدت مبارک

 

rv2ctg6ewdqveneylm1.gif

 

نظامم میدونم که دیگه نیستی تا برات جشن تولد بگیرم

اما میخوام واسه خودم تو رویای خودم برات یه جشن زیبا بگیرم

میخوام بگم عاشقتم همیشه چشم به راهتم

میخوام بگم دوستت دارم همیشه بی قرارتم

میخوام بگم واسه تولدت اشکامو هدیه میارم

  5qojb19xxcdk08f05199.jpg

 تا زنده ام عاشقانه می پرستمت تولدت مبارک عشق من

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ساعت 18:44 |
 افسوس

رفتي و نديدي که چه محشر کردم

با اشک تمام کوچه را تر کردم

وقتي که شکست بغض تنهايي من

وابستگي ام را به تو باور کردم

افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود،همیشه یکی بود و یکی نبود
|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ساعت 23:7 |
 اگر

 

If There Were No Words , No Way To Speak

I would Still Hear You

If There Were No Tears No It to Feel In Side

I Would Still Feel For You And Even If The Sun Refuse To Shine

Even If All Ends Ran Out  Love I Would Still have You Here

 

اگر هیچ راه و حرفی وجود نداشت برای صحبت کردن

من باز هم صدایت را میشنوم ، اگر هیچ اشکی وجود نداشت ، من تو را احساس میکنم

و حتی اگر خورشید از تابیدن جلوگیری میکرد و تمام پایان ها به عشق منتهی میشد

من تو را اینجا کنارم دارم

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ساعت 23:6 |
 

احتمالا شما هم به سایتهایی مراجعه کردین که هنگام راست کلیک اخطار میده ,که نمی تونید از منوهای راست کلیک استفاده کنید . البته این روش های جلوگیری از راست کلیک اصلا مفید نیستن چون به هر حال کل صفحات سایت همراه با محتوی سایت توسط مرورگر در داخل History ثبت میشن . روش های زیادی وجود داره : 1. ساده ترین راه غیر فعال کردن Java Script هست . 2.دو تا کلیک (راست و چپ) رو با هم فشار بدین و با هم بلند کنید (این روش در بعضی از سایت ها کار نمی کنه) 2. در صفحه راست کلیک کنید , دکمه راست کلیک رو هم چنان پایین نگه دارید و بعد Esc را بزنید تا اخطار ناپدید شود . دکمه راست کلیک رو رها کنید , حالا می تونید از منو های راست کلیک استفاده کنید . 3. راه دیگه اینه که عکس یا هر چیز دیگه رو که در سایت هست و احتمالا شما راست کلیک رو برای برداشتن اون میخواین انجام بدین رو به صورت Drag and Drop در بالای مرورگر ( جایی که آدرس های اینترنتی رو وارد می کنید ) بکشید (بکشید و رها کنید)
منبع: lar-tarfand.blogfa.com


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در شنبه چهاردهم آذر 1388 ساعت 2:0 |
 در آوردن پسورد یاهو از ریجستری


از منوی Start گزینه Run را انتخاب کنید و Regedit را تایپ کنید تا داخل محیط ویرایش ریجستری شوید حالا به این کلیک در ریجستری بروید :
HKEY_CURRENT_USERSoftwareYahooPager
و روی Save Password دو بار کلید کنید و عدد 100 را در آن تایپ کنید و OK بزنید حالا
یاهو مسنجر را نگاه کنید آخرین ID و Password ID می بینید می توانید باآن LOGIN
بشوید .
حال باید یک برنامه که از قبل آمده کرده باشید که پسورد روی ویندوز را بخواند که با
آن بتوانید پسورد درون یاهو مسنجر را بخوانید.
این کار شما می توانید در کافی نت انجام بدهید چون پسورد شخص قبلی کسی
که قبل از شما کار می کرده اگر هم پسورد هم Save نکرده باشه می توانید در
بیارید .


 

توجه : شما می خواهید این کارو در کافی نت انجام بدهید اما می بینید هر چی
Regedi را در Run تایپ می کنید ویندوز Error به شما می دهد این به آن معنا است
که رجستری ویندوز پسورد داره پس شما بیاید به جای Regedi این را regedt32 تایپ
کنید ...
asandownload.com


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در شنبه چهاردهم آذر 1388 ساعت 1:5 |
  تصاویر عاشقانه

 

عکس ها در حال لود شدن میباشند...  شکیبا باشید!
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.

 

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

 

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

 

بقیش تو ادامه مطلبه


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در جمعه سیزدهم آذر 1388 ساعت 20:16 |
 به چه زبونی بگم دوست دارم ؟؟؟

 

 

 

دوستت دارم به زبانهای مختلف:

 English : I Love You
 Persian : dooset daram
 Italian : Ti amo
 German : Ich liebe Dich
 Turkish : Seni Seviyurum
 French : Je t'aime
 Greek : S'ayapo
 Spanish : Te quiero
 Hindi : Mai tumase pyre karati hun
 Arabic : Ana Behibak
 Iranian : Man doosat daram
 Japanese : Kimi o ai shiteru
 Yugoslavian : Ya te volim
 Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida
 Russian : Ya vas liubliu
 Romanian : Te iu besc
 Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak
 Syrian/lebanese : Bhebbek
 Swiss-German : Ch'ha di ga"rn
 Swedish : Jag a"Iskar dig
 Africans : Ek het jou li ...

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در جمعه سیزدهم آذر 1388 ساعت 20:10 |
 تو...من...ما...؟؟؟

 گفت پنج وارونه چه معنا دارد ؟ خواهر كوچكم اين را

 

 پرسيد من به او خنديدم كمي آزرده و حيرت زده گفت

 

  روي ديوار و درختان ديدم بازهم خنديدم گفت ديروز

 

 خودم ديدم? مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو

 

 ميداد آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد بغلش

 

 كردم و بوسيدم و با خود گفتم بعدها وقتي غم سقف

 

  كوتاه دلت را خم كرد بي گمان مي فهمي پنج وارونه

 

 چه معنا دارد.....

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در جمعه سیزدهم آذر 1388 ساعت 11:59 |
 خاطرات مرده

Parisa jan chand saate dige rah mioftam beram Tehran visa begiram age behem dadan ehtemalan dige nemiam vali age sader nakardan baz ham man az oon madrese miram ke nazdike shoma nabasham midoonam dige az man khoshet nemiad hagh dari chon man moshkelate ziadi ro barat ijad kardam

Vasat motaasefam babat va amot aslant rabti be to nadaran ama

Man hamash to in 1moaho 0000aslan be jodaeeimoon fekr nemikardam va aslant az inke az to door shodam narahat naboodam choon midonestam man doset daram pas hatman akhar ie roozi dobare miomaadam soraghet man faghat negarane in bodam ke to ba che kesaii saro kar dari{amoo va……} va azin babat khili narahat boodam

Hala to ham narahat nabash va beedoon hamishe va har vaght 1nafar be iadet dare nafas mikeshe Parisa az man delgir nabash man nemikhastam in etefaghat biofte

In ro ham bedon to avail va akharini baraie man

hamishe har vaght harja be iadetam

Movazebe khodet bash

Age naraftam khabaret mikonam

Man azat ie khaste daram va oon ine ke hamishe shad bashi shade shad

 kafshhaiam por az raftan ast

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در جمعه سیزدهم آذر 1388 ساعت 11:58 |
  میخوام فراموش کنم اما....

Salam khobid
oooooh in tasvir ro mibini are Hamoon polie ke >>......
iadet miad

diroz raftam onja va jat khali 1 dele sir gerie kardam
 hala emrozam daram miram soraghe kochehe amma bi to
in ke chizi nist 3 shanbe ham mikham beram Hamoon jaie avali ke hamdigaro didim
yes ro Hamoon sandali ke to ba dostet neshaste bodi
 
۳shanbe 6:30
albate indafe zood miam
man motasefam be khatere tamame in majaraha vali to 1 mahe be man ...........
in neshoon mide ke............................................................
beharhal man mikham change konam hame chizo hame chiz man to in 1 maho 4 roz asfalt shodam
mifahmi
omidvaram darkam koni(baghat abad)
taze dahane chavooshi va yas asfalt shod akhe 1 mahe mostaghim inharo mizanam
montazeram khili ham montazeram
movazebe khodet bash\
naxvan

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در جمعه سیزدهم آذر 1388 ساعت 11:56 |
  عکس های عاشقانه

عکس ها در حال لود شدن میباشند...  شکیبا باشید!
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.

 

 

 

 

cartpostaleto.blogfa

 

احساس سوختن

 

 

بقیش تو ادامه مطلبه


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در جمعه سیزدهم آذر 1388 ساعت 11:55 |
 همیشه تو عنوانش گیر میکنم!عنوان نمیخواد بیخیال

 در دلم ، هیچ هیاهویی نیست

گاه که به آرامش اکنون می اندیشم

به روزگار ِ پریشان ِ پیشین غبطه می خورم ؛

همان روزگاری که حسرت ِ آرامش ِ امروز را داشته ام..

حسرت ِ بی دل به سر بردن ِ امروز

و

غبطه ی آن آشفته حالی ِ دیروز ؛

بی گمان

افسوس باید خورد بر عمر ِ پر افسوس..

امّا،

من عشق را بر تک تک لحظه ها ، حک می کنم

تا یادم نرود که دریغ از چه میکشم..

ناب ، بکر و محال

درست مثل زندگی..

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در جمعه سیزدهم آذر 1388 ساعت 11:40 |
 

دلم برات تنگ شده......................................................

خیلی خیلی دلم برات تنگ شده........................

چقدر از بی تو بودن بیذارم...تو.......تو.....تو.........

تورو میخوام.......

من بی تو میمیرم......

دوستت دارم


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در جمعه سیزدهم آذر 1388 ساعت 11:28 |
 پرواز
 

این بار پروانه خواهم شد

تا اوج بیکرانه خواهم شد

زدست یار دلنوازم

بیصدا عاشقانه خواهم شد

هزار بار برسر راهش مرده اما

به عشقش دوباره زنده خواهم شد

 

 

دوباره پرواز دلم بسوی توئه اخه دل بزرگت اسمونه و بالهای پرواز من فقط پرواز بر دریای محبت تورو بلده... اما.. اخه کجایی تو امشب دوباره واسه پرواز اومدم اما اسمونم رو پیدا نکردم

 

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 13:55 |
 مطالب جالب
 

 

روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...

 

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

 

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 13:52 |
 بی خبری
 

ز غم كسي هلاكم كه زمن خبر ندارد

                              

                                            عجب از محبت من كه در او اثر ندارد

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 12:18 |
 قلب
 
یه قلب مهربون تقدیم به کسایی که...
 
خالصانه عاشقن.....

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 12:17 |
 لیلی و...
 

خدا مشتی خاک را بر گرفت.

 می خواست لیلی را بسازد، از عشق خود در آن دمید و لیلی پیش از آن که با خبر شود عاشق شد...

 

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 12:12 |
 

مي خواهم بزرگ ترين دروغ عمرم را برايت بگويم : فراموشت خواهم کرد

               مي خواهم صادقانه ترين کلام عمرم را برايت بگويم: دوستت دارم همیشه!

                                می خواهم عشق را برایت معنی کنم: عشق یعنی تو! 

                                               

می خواهم تورو احساس کنم:عکس هایت را می بوسم

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 12:10 |
 تکیه گاه
 

تکیه بر دیوار کردم خاک بر فرقم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست

 

گريه من ازاین پس به جهان می خندم به هوس بازی این بی خبران می خندم هر که آرد سخن ازعشق بدان می خندم خنده تلخ من ازگریه غم انگیز تراست کارم ازگریه گذشته است بدان می خندم تا همه مردم بگویند دیوانه شده است 

در دياري كه درآن نيست كسي يار كسي

كاش يارب كه نيفتد به كسي كار كسي

كاش معشوق ز عاشق طلب جان مي كرد

تا كه هربي سروپايي نشود يار كسي

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 12:9 |
 شبی مهتابی
 
درشبي مهتاب با صد آرزو
 

لب نهادم بر لبش بي گفتگو
 

برگرفتم بوسه هاي آتشين

زنده شد جانم ز كامي دلنشين
 
طوق مهرش زينت جانم كز او

بر دلم جاويد داغي عشق جو

دل بريداز من به غيري دل سپرد

چلچراغ نازك خونين فشرد

قلب رنجوري تلنگوري شكست

به درون راز عشقم ره نجست

رازهاي سر به مهر تو به تو

دردلم اندوه عشقي كه مگو

مانده باقي نقش ياد بوسه ها

نه ز جانم نه دلم گشته رها

بسته راه دم به زندان قفس

گم شدم در آرزوها ي نفس

مزه آن بوسه شهدي در سبو

گرمي لعل لب از لبها بجو
|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 12:8 |
 جوانی
 
 

گل مــی کنـــد به باغ نگـاهت جـوانیم

 

وقــتی بروی دامـــن خـــود می نشانیم

 

داغ جنون قـــطره ی اشــکم به چشم تو

 

هر چند از دو چـشم خودت می چکانیم

 

مـن عابـــر شــکســته دل خـلوت تو ام

 

تا بیـکران چشــم خـــودت مــی کشانیم

 

یک مشـت بغض یخ زده تفسیر می کند

 

انـــــدوه و درد غربــت بــی همــزبانیم

 

وقــتی پـرید رنگ تو از پشت قصه ها

 

تصــویر شد نهـــایت رنـــگــین کـمانیم

 

تو، آن گلی که می شــکفی در خیال من

 

پُر می شود زعطر خوشــت زنــدگانیم

 

در کـهــکشان چـشم تو گم می شود دلم

 

سرگـشتـــه در نــــهایــتی از بی نشانیم

 

زیــبـــاترین ردیف غـــزلهای من توئی

 

ای یـــــار ســــرو قـــامت ابـرو کمانیم

 

حـــالا بیـــا و غــربت ما را مرور کن

 

ای یــــادگــــــار وســعت سبـز جوانیم  

|+| نوشته شده توسط امین و پیمان در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 12:6 |

Go to .

set as your home page
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com
خدمات وبلاگ نويسان جوان